فوتبال در آلمان به مانند صنعت‌اش روندی یکنواخت و با کیفیت نداشته. بله وجهه مشترک فوتبال و صنعت در پول خلاصه می‌شود و به همین خاطر خروجی بیشتر از هرچیزی اهمیت دارد.

می‌توان هزاران مثال از خروجی های باکیفیت صنعت آلمان مثال زد که طی این سال‌ها هر بازاری را قبضه کرده. اما در فوتبال آلمان وضع اینگونه نیست. آلمان ها بعد از حذف در خانه از جام جهانی ۲۰۰۶ و ناکامی در جام جهانی ۲۰۱۰، روند دیگری را پیش گرفتند. آن ها با کمپانی داده‌کاوی Sap قراداد بلند مدتی به امضا رساندند تا عملکرد کلی تیم زیر ذره‌بین قرار بگیرد. بعد از ۳ سال مشخص شد تا داده‌ها مسیر یواخیم لو را هموار کرده‌اند تا بیرهوف در سخنانی رمز متوقف کردن کریستیانو رونالدو در جام جهانی ۲۰۱۴ را در شبیه سازی این سیستم خواند.


بعد از قدرت گرفتن دورتموند و بایرن در سال ۲۰۱۳ و ظهور مربی چون یورگن کلوپ، فوتبال در آلمان به مرحله جدیدی رسید که همزمان با حضور پپ گواردیولا ویژگی‌های جدیدی به خود دید. از روش کنترل ضدحملات به سبک پپ تا اضافه شدن واژه سوئیپر به مانوئل نویر. قهرمانی در جام جهانی که رسیدن به نقطه عطف بود تا حضور ناگلسمان و تدسکو. با این حال تیم های باشگاهی آلمانی در لیگ قهرمانان اروپا، خروجی با کیفیتی ارائه ندادند. امسال این مورد نمود بیشتری به خود گرفته‌. از حذف دورتموند و بایرن تا له شدن شالکه در زمین سیتی. از حذف تیم ملی آلمان در فاجعه روسیه.


بعداز ورود کلوپ به دورتموند و ساختن استراتژی جدید در زمینه استعداد یابی، باشگاه به دوران اوج جدیدی در زمان ریاست یواخیم واتسکه رسید. استراتژی واضح بود: کشف استعدادهای جوان و آموزش در آکادمی، سپس استفاده در تیم اصلی. کل هزینه باشگاه برای خریداری بازیکن جوانی چون روبرت لواندوفسکی، کاگاوا، لوکاس پیژک و ماریو گوتزه (زننده تک گل آلمان در جام جهانی ۲۰۱۴) به ۵,۴ میلیون یورو و میانگین سنی عالی ۲۱ سال بود. روی سکه دیگر خروجی باشگاه بود که در مجموع ۳,۸۷ میلیون یورو سود حاصل دورتموند شد. رقمی که در سال ۲۰۱۷ به رقمی سرسام‌آور رسید؛ ۲۳۰,۳۶ میلیون یورو سود از مجموع فروش دمبله، اوبامیانگ، اسون بندر، آدریان راموس و امره مور.


باشگاه نه تنها از دوران کلوپ عبور کرده بود بلکه به سطح جدیدی از «باشگاه‌حرفه‌ای» رسید. با این حال یک روی سیاه هنوز روی وجه دورتموند اثر گذار بود. فروش ستاره‌ها و رخ دادن تحولات، تیم را از لحاظ تاکتیکی دستخوش دگرگونی‌های زیادی کرد. همین تغییر و تحولات در نیمکت هم رخ داد و از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۸، دورتموند ۴ مربی مختلف را روی نیمکت نشاند. این روی تاریک هرگز به دورتموند در جام های مختلف نه تنها کمک نکرده بلکه به تیم ملی آلمان هم صدمات زیادی زده. حالا دورتموند برای تغذیه تیم ملی آلمان، تنها ۷ بازیکن آلمانی از ۲۳ بازیکن را در اختیار دارد.


بایرن مونیخ با حضور مردان با تجربه‌ای چون کارل هاینس رومینیگه و اولی هوینس، به یکته‌تاز نقل‌ و انتقالات تبدیل شده. آن ها هرزمان اراده کنند ستاره حریف را به مونیخ می‌کشانند. چرا؟ پاسخ ساده‌ست، پول در ازای ستاره. با این حال بایرن بعد از دوران درخشش یوپ هاینکس، هرگز درخششی در بالاترین سطح فوتبال اروپا ارائه نداده. پیش‌تر در زمان فن خال تا فینال لیگ قهرمانان اروپا هم رسیدند اما جام در نهایت در موزه اینتر جا خوش کرد. امسال اوضاع بیشتر خراب بوده. بعداز رفتن پپ گواردیولا و آمدن کارلتو، بایرن سبکی متفاوت از خود را به نمایش گذاشت. سیستم کارلتو که هرگز با اصول به جا مانده پپ همخوانی نداشت و این تناقض خیلی زود باعث بستن چمدان آنجلوتی شد. حالا با خط خوردن ۳ بازیکن بایرن از لیست تیم ملی آلمان به بهانه اجرای استایلی جدید از یواخیم لو، حسابی مدیران بایرن را در تکاپو قرار داده. بایرن خیلی زود در بازار نقل و انتقالات وارد شد و بنجامین پاوارد همراه لوکاس هرناندز را در مجموع ۱۰۳,۵۰ میلیون یورو به خدمت گرفت. این درحالی است که خروجی های احتمالی بایرن نظیر روبن و ریبری و رافینیا با توجه به سن بالایشان بعید است سودی نصیب مدیران کند. ترکیب ۲۴ نفره بایرن ۱۱ بازیکن آلمانی را در خود می‌بیند که ۳ بازیکن خط خورده قطعی به حساب می‌آیند و دو بازیکن نظیر اولرایش از سوی لو دعوت نشده‌اند.


با توجه به نکات گفته شده و مشخص شدن خروجی‌های دو باشگاه بزرگ آلمانی به تیم ملی، مشخص می‌شود که آلمان دوباره باید برنامه‌ریزی های دقیق خود را از سر بگیرد.

 

شهبد پورصفر

منبع
برچسب ها: بروسیا دورتموند مقالات
دیدگاه ها
برای ارسال دیدگاه، ابتدا وارد شوید یا ثبت نام نمایید.