به گزارش مرجع خبری بایرنی ها، آرین روبن که سابقه بازی در تیم هایی همچون چلسی و رئال مادرید را داشت، چند روز پیش با پایان قراردادش با بایرن مونیخ، در سن 35 سالگی از دنیای فوتبال خداحافظی کرد.

هرچند گفته می شد آرین روبن می خواهد فوتبالش را در هلند ادامه دهد ولی مصدومیت دست از سر بازیکن هلندی بر نداشت و باعث شد مستطیل سبز را برای همیشه ترک کند. روبن حالا در مصاحبه ای جذاب با سایت fourfourtwo، در مورد مسائل مختلف صحبت کرده است:

 

اولین خاطره ای که از فوتبال داری چیست؟

فکر می کنم اولین خاطره من از فوتبال بازی کردن در خیابان و زمین های کوچک مدرسه است. زمانی که کوچک بودم در روستا خود به تیم محلی پیوستم ولی ما فقط یک یا دوبار در هفته می توانستیم بازی کنیم. من مهارت هایم را فقط با بازی کردن برای تفریح با دوستانم ارتقا دادم.

سرعت همیشه به عنوان یکی از ویژگی های تو بوده است. آیا تو به عنوان یک پسر بچه، در انجام هرگونه ورزشی خوب هم بودی؟

در مدرسه من کمی ورزش می کردم و سرعتم همیشه با من بود هرچند چیزی نبود که هیچوقت آن را به عنوان مسیر حرفه ای شدن در نظر بگیرم. عجیب بود چرا که پدر و مادرم انقدر سریع نبودند هرچند مادرم از پدرم سریعتر بود. سرعت یک سلاح خوب برای من بوده اگر چه خوش شانسی هم بوده است چرا که یا شما آن را دارید یا ندارید.

زمانی که اولین بازی خود را برای خرونینخن انجام دادی هنوز هم در حال تحصیل در مدرسه بودی و احتمالا هم کلاسی هایت به تو حسودی می کردند....

به یاد دارم که مادرم دو یا سه بار زمانی که در کلاس بودم با من تماس گرفت. زمانی که به او زنگ زدم گفت که خرونینخن زنگ زده و گفته است که در لیست تیم برای بازی آخر هفته خواهم بود. انتظار همچین چیزی را نداشتم چون حتی یکبار هم با تیم اول تمرین نکرده بودم ولی مربی مرا روی نیمکت ذخیره ها گذاشته بود. دوستانم واقعا برایم خوشحال بودند. کمی هم البته برای آن ها عجیب بود که من در تلوزیون بازی کنم و البته بعدا در مورد من در روزنامه ها خواندند.

تو حتی در ابتدای راه بازی خود هم دچار مصدومیت های زیادی می شدی. آیا آن ها تو را نترساندند که نتوانی به طور کامل از پتانسیلت استفاده کنی؟

به عنوان یک بچه هیچوقت مشکلی با مصدومیت نداشتم یا حتی در تیم جوانان. مصدومیت هایم در چلسی شروع شد زمانی که در یک مسابقه پیش فصل پایم شکست. فقط بدشانسی بود ولی بعد از آن دچار مصدومیت های عضلانی هم شدم بنابراین مجبور شدم بدنم را بهتر بشناسم. تلاش کردم تا بفهمم چگونه از آن محافظت کنم تا از مصدومیت جلوگیری کنم. بعضی بازیکنان هیچوقت مصدوم نمی شوند ولی برخی بازیکنان باید کارهای خاص بیشتری انجام دهند تا مطمئن شوند که بدن آن ها روی فرم است.

هوادارن آیندهوون زوج تو و ماتیا کژمان را به علت درک متقابلی که درون زمین از یکدیگر داشتید، بتمن و روبن نامیده بودند. چه چیزی باعث خاص شدن رابطه تو با او می شد و چرا در چلسی این زوج جواب نداد؟

در آن زمان ما یک تیم عالی در آیندهوون داشتیم و کار من ساده بود چرا که باید تا جایی که ممکن است با او هماهنگ می شدم. همچنین دنیس رومدال در وینگر راست حضور داشت که خیلی خیلی سریع بود بنابراین ما با هم فرصت های زیادی را برای ماتیا به وجود می آوردیم و او هم گل های زیادی را به ثمر می رساند. متاسفانه زمانی که در چلسی بودیم او زیاد بازی نکرد بنابراین ما نتواسنتیم همان موفقیت درون زمین را که در آیندهوون ایجاد کرده بودیم، آنجا هم ایجاد کنیم.

یوهان کرایف یکبار در مورد تو می گفت: " او استعداد عظیم و یک پای چپ زیبا دارد ولی پای راست او از شکلات درست شده است." تا کنون با او در این باره صحبت کردی؟

هرگز! ولی او تنها کسی نبود که چنین چیزی را می گفت. من نمی توانم هیچکاری با پای راستم بکنم ولی تاجای ممکن آن را ارتقا دادم. مربی های مدرن از بازیکنان جوان می خواهند که روی هر دو پای خود کار کنند ولی من مطمئن نیستم که اینکار چیز خوبی باشد. بعضی بازیکنان یک پای خیلی خوب دارند پس یک سوال پیش می آید: "می خواهی آن پا را استثنائی کنی یا می خواهی روی دوپا کار کنی تا شاید فقط دو پای خیلی خوب داشته باشی؟" شاید بهتر است بازیکنان روی رسیدن به بالاترین پتانسیل خود در قدرتمندترین پای خود تمرکز کنند.

تو در سال 2004 در آستانه ترک آیندهوون به سوی منچستریونایتد بودی. الکس فرگوسن به تو چه چیزی گفت و چرا به آنجا نرفتی؟

موقع شام یک صحبت خیلی خوب با او داشتم و ما در مورد فوتبال و زندگی حرف زدیم. همچنین یک زمین تمرین خوب داشتم و به آنجا رفتم و همه چیز خوب بود ولی وقتی به آیندهوون برگشتم هیچ اتفاقی رخ نداد. هیچ قرارداد واقعی در کار نبود و معامله اتفاق نیفتاد. همچنین آیندهوون در آن زمان درحال مذاکره با چلسی بود پس شاید آن ها پول بیشتری پیشنهاد دادند؟ من واقعا نمی دانم. با چلسی صحبت کردم و برنامه های آن ها را دوست داشتم. ما یک ملاقات داشتیم و همه چیز تقریبا به سرعت تمام شده بود. منچستریونایتد بهم پیشنهادی برای امضای قرارداد نداد و هیچ پشیمانی از این موضوع ندارم.

زمانی که فقط 20 ساله بودی با 12 میلیون پوند به چلسی آمدی. بازی کردن زیر نظر ژوزه مورینیو چگونه بود؟

او خیلی پر شور و جاه طلب بود. در آن سن فکر می کنم برایم خوب بود و باعث شد فوتبالم پیشرفت کند. یک دانش آموز هستم. کسی که می خواهد پیشرفت کند و سخت تلاش کند پس فکر می کنم از لحاظ شخصیتی بهم می خوردیم. تعداد زیادی بازی زیر نظر او انجام دادم و او یک مربی خوب بود. او بهم اعتماد به نفس زیادی داد و خاطرات خوبی از بازی برای او دارم.

با توجه به شکستگی پایت در پیش فصل، چقدر برایت ماه های اول حضور در چلسی دشوار بود؟

واقعا دشوار بود. باید برای رسیدن به فرم مناسب دوباره از اول شروع می کردم ولی پس از آن بازگشتم و در شرایط فیزیکی فوق العاده ای بودم و یک شروع عالی در چلسی داشتم. در سه مسابقه ابتدایی که در ترکیب تیم حضور داشتم، هرسه را یک بر صفر پیروز شدیم و دو گل به ثمر رساندم. احساس سریع بودن و قدرتمند بودن می کردم و این ها دقیقا چیزهایی است که در انگلیس به آن ها احتیاج دارید پس شاید زمانی که مصدوم بودم باعث بهتر شدنم شده بود.

زمانی که روی بدنت روی فرم بود، بی نظیری بودی. آیا احساس غیرقابل دسترس بودن داشتی و راز اینکه انقدر سریع با لیگ برتر تطبیق پیدا کردی چه چیزی بود؟

زمانی که به انگلیس آمدم می خواستم بهتر شوم. مصدومیت به این معنا بود که باید روی قسمت فیزیکی خود تمرکز می کردم. من چند ماه را به شدت تمرین کردم پس بعد از آن به فرم مناسب خود رسیدم و در شرایط فوق العاده ای قرار گرفتم. این به من اعتماد به نفس می داد که نشان دهم چه چیزی را در لیگ برتر می خواهم.

مورینیو خیلی رک در مورد مصدومیت های تو در چلسی صحبت می کرد. چقدر اذیت کننده است که از مربی خودت انتقاد بشنوی؟

اگر بخواهم صادق باشم به هیچکدام از انتقاد ها اهمیتی نمی دادم. برای یک مربی سخت اگر یک بازیکن مصدوم شود چون نمی تواند رو آن بازیکن حساب کند بنابراین می توانستم اندکی از آن ها را درک کنم. ولی این مصدومیت ها برای بازیکن بدتر از مربی است چرا که شما می خواهید بازی کنید و از فوتبال بازی کردن خود لذت ببرید. ژوزه یک برنده است و بازیکنان قوی می خواهد. زمانی که روی فرم بودم احساس اعتماد به نفس زیادی از سوی او می کردم ولی مصدومیت ها باعث به وجود آمدن این بحث ها شد.

تو گفتی از هیچکس بیشتر از جان تری در انگلیس یاد نگرفتی. چه چیزهایی از او یاد گرفتی؟

او یکی از بهترین کاپیتان هایی بود که من تاکنون داشته ام. طرزی که او درون زمین رفتار و بازی می کرد یک الگو برای همه است.

چرا در آگوست 2007 تصمیم به ترک چلسی به مقصد رئال مادرید گرفتی؟ تصمیم سختی بود؟

تصمیم سختی بود با اینحال در باشگاه کمی تغییرات در سیستم بازی به وجود آمده بود. در دو فصل ابتدایی حضور من، ما با وینگرها بازی می کردیم و بعد مورینیو این سیستم را تغییر داد و به استفاده از یک هافبک فیزیکی و دو مهاجم روی آورد. من می توانستم در نوک حمله بازی کنم ولی گزینه های اول دیدیه دروگبا و آندری شوچنکو بودند. رئال به سراغم آمده بود و پاسخ نه بسیار سخت بود پس باید می رفتم.

هواداران رئال به هو کردن حتی بهترین بازیکنان خود و نشان دادن دستمال های سفید شهرت دارند. آیا آن ها به دشواری راضی می شوند؟

من همیشه رابطه خوبی با آن ها داشتم. در فصل اولم لالیگا را بردیم و بارسلونا را 4 بر 1 شکست دادیم که یک شب بی نظیر بود. فکر می کنم برخی از بهترین بازی های دوران ورزشی خود را انجام دادم. زمانی بود که در وینگر راست بازی می کردم و به راحتی به داخل محوطه جریمه نفوذ می کردم بنابراین گل های زیادی را به ثمر رساندم. اگر شما گلزنی کنید و جام های زیادی هم ببرید، هواداران همیشه با شما خوشحال خواهند بود.

تو گفتی که در سال 2009 مجبور به ترک باشگاه شدی حتی با وجود اینکه برخی از بهترین بازی های دوران ورزشی خود را به نمایش گذاشتی. احساس خیانت از سوی باشگاه به تو دست نداد؟

زمان عجیبی بود. من بهترین پیش فصل خود را پشت سر می گذاشتم ولی رئال مادرید پول زیادی را صرف خرید کریستیانو رونالدو، ژابی آلونسو، کریم بنزما و کاکا کرد. هیئت مدیره به من، وسلی اسنایدر و کلاس یان هونتلار گفت که آن ها باید تعدادی بازیکن بفروشند تا مقداری از پول ها را برگردانند. هیچ مشکلی با مربی آن زمان، مانوئل پیگرینی نداشتم و او بهم گفته بود که نمی خواهد از باشگاه بروم ولی رئیس باشگاه، فلورنتینو پرز تصمیم آخر را گرفت. سخت بود ولی تصمیم به ترک باشگاه و پیوستن به بایرن گرفتم. این باعث بهترین انتقال دوران ورزشی من شد.

همه بایرن را به مدت یک دهه با زوج روبن و ریبری یا بهتر است بگوییم "روبری" می شناختند. رابطه بین شما درون و بیرون زمین چگونه بود؟

من فکر می کنم ما افکار مشابهی داشتیم و این باعث به وجود آمدن یک ارتباط بی نظیر درون زمین مسابقه می شد. اول از همه ما عاشق فوتبال بودیم ولی به طرز خاصی موقعیت های یک در برابر یک را دوست داشتیم. ما خیلی خیلی شبیه به هم بودیم و زمانی که باهم درون زمین مسابقه قرار داشتیم، موفقیت چیز عجیبی نبود.

از دست دادن پنالتی در وقت های اضافی فینال لیگ قهرمانان مقابل چلسی بدترین لحظه دوران بازی تو است؟ بازیکنان بایرن به از دست دادن این پنالتی چگونه واکنش نشان داند؟

یک لحظه بسیار عاطفی برای من و برای دیگران نا امید کننده بود. ما در زمین خودمان تا هفت دقیقه پایانی یک بر صفر پیش بودیم. متاسفانه آن ها بازی را به تساوی کشاندند و بعد هم من یک پنالتی را از دست دادم. وقتی یک پنالتی حیاتی را ازدست می دهی، بسیار سخت است ولی باید ریکاوری کنی. ما بسیار خوب ریکاوری کردیم و در ومبلی نشان دادیم هنوز هم یک تیم عالی هستیم.

بایرن در سال های 2010 و 2012 در فینال لیگ قهرمانان اروپا مغلوب شد. آیا به این فکر می کردی که هیچوقت نمی توانی این جام را ببری؟

البته. قبل از سومین فینال مقابل بورسیا دورتموند در سال 2013، فشار وحشتناکی وجود داشت درحالی که ذهن من کاملا راجع به این قضیه مثبت بود و متقاعد شده بودم که این بار می توانیم قهرمان شویم. همچنین در ومبلی فکر می کردم می توانم سه فینال لیگ قهرمانان را بازی کنم و از هرسه آن ها بازنده بیرون بیاییم. هیچکس نمی خواهد دوران بازی او این گونه شناخته شود. همه خواهند گفت: "او بسیاری از جام ها را برده ولی لیگ قهرمانان اروپا را نبرده است."

زمانی که در دقایق پایانی توانستید با گل تو قهرمان شوید چه احساسی داشتی؟ احتمالا وزنه سنگینی از روی شانه هایت برداشته شده بود.

مثل داستان یک فیلم یا یک کتاب بود. من سال گذشته یک پنالتی در برابر چلسی از دست دادم و 12 ماه بعد گل قهرمانی را به ثمر رساندم. من معتقد هستم این یک نمونه عالی از شخصیتی است که نیاز دارد تا در ورزش موفقیت بدست آورد. اگر یک شکست بزرگ را تجربه می کنید، باید بلند شوید و دوباره بجنگید و این کاری بود که من انجام دادم.

تو اولین بازی خود را برای تیم ملی هلند درحالی انجام دادی که رابین فن پرسی، رافائل فن در فارت و وسلی اسنایدر درحال اضافه شدن به تیم بودند. چگونه با این همه استعداد لاله های نارنجی هیچ جامی را نبردند؟

فکر می کنم ما برای یک کشور کوچک افتخار آفریدیم. در سال 2010 در جام جهانی دوم شدیم و در سال 2014 سوم شدیم و به نظرم آنقدر ها هم بد نیست. البته که شما همیشه می خواهید جام ببرید ولی ما فقط 16 میلیون جمعیت در کشور خود داریم پس فکر می کنم دوم و سوم شدن خوب است و چیزی نیست که ما در سال های گذشته زیاد به آن دست یافته باشیم.

هلند در صعور به یورو 2016  و جام جهانی 2018 ناکام بود. چه مشکلی در فوتبال هلند وجود داشت؟

ما همیشه یک شیوه خاص برای بازی کردن داریم ولی فوتبال توسعه یافته است و ما هم باید با آن خود را تطبیق دهیم. شما باید هویت خود را داشته باشید ولی باید از دیگران هم چیزهایی را یاد بگیرید. تا 10 الی 15 سال پیش کشورهای دیگر از شیوه بازی ما تقلید می کردند ولی حالا ما باید افکارمان را بازتر کنیم و باید به کشورها و تیم های دیگر نگاه کنیم تا از آن ها و شیوه بازی که انجام می دهند یاد بگیریم.

بخطار مصدومیت های زیادت، رسانه های هلندی به تو لقب "مرد شیشه ای" را داده بودند ولی به مدت 14 سال در تیم ملی حضور داشتی. آن لقب تو را اذیت می کرد؟

واقعا اذیت می کرد. وقتی جوان تر هستید بسیار حساس تر هم هستید. اگر وقتی سنم بیشتر بود این حرف ها را می زدند، انقدر اذیتم نمی کرد ولی من می خواستم به همه آن ها ثابت کنم که در اشتباه هستند. برایم خطاب کردن "مرد شیشه ای" مثل آن می ماند که آن ها فکر می کنند ضعیف هستم. هیچ ارتباطی به ضعیف بودنم نداشت و فقط بخاطر بدن حساسی که در آن زمان داشتم بود. با خودم فکر می کردم "شکسته نخواهم شد" و خوشبختانه در آخر به آن ها ثابت کردم که اشتباه می کردند. شاید آخرین خنده را من کردم.

کفش ایکر کاسیاس مانع گلزنی تو در فینال جام جهانی 2010 و برنده شدنت شد. آن لحظه هنوز هم تو را اذیت می کند؟

درست مثل تمام جام هایی که تاکنون برده ام، آن نا امیدی هم تا آخر عمر با من خواهد ماند. زمانی که با ایکر کاسیاس تک به تک شدم، یک فرصت بزرگ برای بردن جام جهانی داشتم و اگر سه سانتی متر آن را بالاتر می زدم، توپ وارد دروازه می شد. کاسیاس تصمیم گرفت به سمت چپ برود ولی بعد پایش را بیرون گذاشت و فکر نمی کرد شوت بزنم. اگر دوباره همچین فرصتی را داشتم، بازهم سعی می کردم به همان شکل به توپ ضربه بزنم به جز اینکه ضربه را چند سانتی متر بالاتر می زدم.

تو با لوئیس فن خال در بایرن مونیخ و تیم ملی هلند همکاری کردی. کار با او را چگونه دیدی؟

لوئیس مربی بزرگی است. کار با او بعضی اوقات می تواند دیوانه کننده باشد  ولی او خیلی در مورد پیشرفت فردی بازیکنان شفاف و خوب است. من از او طی سال ها چیز های زیادی را یاد گرفتم و لوئیس یکی از دلایلی بود که رئال مادرید را به مقصد بایرن مونیخ ترک کردم. خوش شانس بودم که فرصت دوباره کار با او را در تیم ملی هلند پیدا کردم و هر دو زمانی که ما با هم همکاری داشتیم، موفقیت هایی را بدست آوردیم.

تو یکی از تعداد انگشت شمار بازیکنان هستی که هم زیر نظر مورینیو و هم زیر نظر پپ گواردیولا کار کرده ای. چگونه این دو مربی را مقایسه می کنی؟

هرمربی استایل بازی خاص خود را دارد. به عنوان یک بازیکن باید از آن ها یاد بگیرید و چیزهایی که احتیاج دارید را با خود ببرید. زمانی که با مورینیو همکاری می کردم، جوان تر بودم ولی زمان پپ بسیار پخته تر بودم. هردوی آن ها مربیان بزرگی هستند و چیزهایی عالی از آن ها در طول دوران ورزشی خود یاد گرفتم.

روزی مربی گری خواهی کرد؟ فکر می کنم از وینگرهای معکوس استفاده خواهی کرد....

در این باره در حال حاضر مطمئن نیستم. از کار با بازیکنان جوان لذت می برم و به آن ها برای پیشرفت کمک می کنم. همین الان هم به تیم محلی پسرم در زمان های مختلف کمک می کنم. عاشق فوتبال هستم ولی مطئمن نیستم مربی گری تصویری باشد که از خود در آینده تصور می کنم.

امسال 36 ساله خواهی شد ولی به نظر می رسد از لحاظ فیزیکی پیشرفت کرده ای. چگونه اینکار را انجام دادی؟

شروع به کار با یک متخصص بیماری های استخوان در سال آخرم در رئال مادرید (2009) کردم. او به من توضیح داد که همه چیز در بدنم باید هم تراز باشد. من کمی شبیه ماشین فرمول یک هستم، اگر یک پیچ وجود داشته باشد که خوب کار نکند، موتورم خواهد ترکید. عضلات باید تا جای ممکن موثر کار کنند و خوشبختانه الان کار می کنند.

دوران ورزشی خود را در یک کلمه توضیح بده

می گویم "عالی". لحظات عالی زیادی را سپری کردم و جام های زیادی را بردم. لحظات سخت و زمین خوردن هایی بودند ولی من از آن ها سربلند بیرون آمدم. لحظات خوب بیشتر بودند و امیدوارم که از سال های خوب آینده قبل از بازنشستگی لذت ببرم.

منبع
برچسب ها: آرین روبن
دیدگاه ها
برای ارسال دیدگاه، ابتدا وارد شوید یا ثبت نام نمایید.