هوینس و روایت خوابی که کلوپ را از بایرن دور کرد
اولی هوینس، رئیس افتخاری بایرن مونیخ، صراحتاً در موفقیت بلندمدت یورگن کلوپ در نقش جدیدش در مجموعه ردبول تردید دارد و یک راز قدیمی را نیز فاش کرد.
- چرا بایرن بعد از جدایی کلوپ از لیورپول به او پیشنهاد سمت مدیریتی نداد:
من یورگن کلوپ را به عنوان مربی میبینم و او را در جای دیگری نمیبینم. هرگز نتوانستم تصور کنم که او به عنوان یک مدیر اجرایی بین کشورها سفر کند، به نیویورک برود و بر تیمهای مختلف نظارت داشته باشد. و فکر نمیکنم این مدل در بلندمدت خوب باشد. همچنین فکر نمیکنم او برای همیشه این کار را ادامه دهد، نمیتوانم این را تصور کنم.
- هوینس درباره حساب سپرده باشگاه
این حساب کاهش یافته چون در سالهای گذشته در بازار نقل و انتقالات به اندازه قبل موفق نبودیم. اما اکنون دوباره شروع به رشد کرده، زیرا امسال همه با هم یک دوره نقل و انتقالات عالی داشتیم، به طوری که تقریباً هیچ پولی خرج نکردیم. بازیکنانی فروختیم و بازیکنانی خریدیم، و در نهایت مجبور نبودیم پول زیادی پرداخت کنیم. نتیجه جانبی خوب این است که آرامش زیادی در داخل تیم داریم، و با وینسنت کمپانی مربیای داریم که همچنین بازیکنان جوان را به بازی میگیرد، مانند لینارت کارل یا تام بیشوف.
- درباره افزایش ارزش بازار بازیکنان بایرن
من اینطور فکر نمیکنم، چون بازیکنی که به بایرن مونیخ میآید با ارزش بازارش سنجیده نمیشود، بلکه با ارزشی که برای خود بایرن ارائه میدهد سنجیده می شود. و من همیشه فقط بازیکنانی میخواهم که برای ما بازی کنند، در باشگاه رشد کنند، تا حد امکان بمانند و ثبات خاصی را حفظ کنند. اما ایده اینکه بازیکن به دلیل عملکرد خوب ارزشش بالا میرود، هرگز برای من مهم نبوده است. همچنین خوشم نمیآید که برخی در تیم ما میگویند: اگر این بازیکن موفق نشد، همیشه میتوانیم او را بفروشیم. من بازیکنان را به عنوان کالایی که خرید و فروش میشود نمیبینم. درست است که گاهی اوقات این اتفاق به طور ضروری میافتد، اما بهترین بازیکنان برای من کسانی هستند که با آنها قرارداد میبندیم، با ما هماهنگ هستند و برای باشگاه میجنگند.
- درباره انتقادات پیش از شروع فصل در مورد ترکیب کوچک تیم
ریسکی وجود دارد اگر آسیبدیدگیهای جدی زیاد باشد و یا کارتهای قرمز زیادی دریافت کنید، اما این معمولاً در تیم ما اتفاق نمیافتد. قبل از شروع فصل، برخی افراد باهوش — که همیشه چنین افرادی را پیدا میکنید، بهویژه در «اسکای» — مرتب تکرار میکردند که ترکیب ما خیلی کوچک است و اگر اتفاقی بیفتد فاجعه خواهد بود. اما باید بگویم اکنون برعکس است، چون مربی ما بهخوبی با ما کار میکند. شکایتی ندارد و هر دوشنبه بعد از بازی بیرون نمیآید تا توضیح دهد چه چیزی کم داشته، بلکه بازیکنان جوان را وارد بازی میکند، مثل لینارت کارل، و حالا تام بیشوف، که این مدتها اتفاق نیفتاده بود. همچنین استانیستیش یا پاولویچ، اینها بازیکنان آکادمی هستند. و به همین دلیل ما اکنون در وضعیت خوبی هستیم. بنابراین فکر میکنم بالاخره دوباره چیزی شبیه به «قلعه» آرامش داریم. دیگر هر چرندی که در رسانهها گفته میشود نیست و آرامش داریم.
هوینس به طور غیرمستقیم از مربیان قبلی انتقاد میکند و از کامپانی تمجید میکند:
"قبلاً بعد از هر کنفرانس خبری مشکلی پیش میآمد، چون مربیان میخواستند یک دفاع چپ یا اینکه هافبک فلان به اندازه کافی خوب نبود. اما امروز ما مربیای داریم که به خوبی از بازیکنانش محافظت میکند و در عین حال همه چیز را در تمرینات به آنها آموزش میدهد. و مهمتر از همه اینکه هر بازیکن را بهتر میکند. بازیکنان زیادی داریم که تحت رهبری او پیشرفت کردهاند".
- درباره درخواستها برای برابری دستمزد بین مردان و زنان
دستمزدهای برابر را مزخرف میدانم. من همیشه معتقدم هر فرد باید به اندازه درآمدی که ایجاد میکند، درآمد داشته باشد. اگر روزی زنان دهها میلیون درآمد کسب کنند، آنوقت میتوانند دهها میلیون درآمد داشته باشند، اما تا زمانی که این اتفاق نیفتد، باید به مبالغ کمتر رضایت دهند.از نظر اقتصادی، تیم زنان ما هنوز «پروژه تحت حمایت» است و نه پروژه سودآور. تیم زنان ما سالانه برای بایرن بین ۶ تا ۸ میلیون یورو هزینه دارد و هنوز بازاریابی این تیم به اندازه کافی حرفهای نیست. باید روی این موضوع کار شود و بخش فوتبال زنان باشگاه ما نیز باید کمی بهتر شود، و نمیتوان همیشه مردان را تنها تامینکننده مالی همه چیز دانست. در بلندمدت، تیم زنان باید هزینههای خود را خودش پوشش دهد.
هوینس خواستار لغو قانون 50+1 برای بازگرداندن هیجان به بوندسلیگا شد:
"فکر میکنم دیر یا زود باید قانون 50+1 در آلمان لغو شود. این موضوع برای بایرن مونیخ اهمیتی ندارد، چون ما قادر به رقابت با امکانات خود هستیم. علاوه بر این، ما توافقی با اعضای خود داریم که بیش از ۳۰٪ سهام را نمیفروشیم و در حال حاضر ۲۵٪ سهام داریم. از نظر نظری میتوانیم ۵٪ اضافی دیگر را بدون پرسش از اعضا بفروشیم، و پس از آن باید رأیگیری کنیم و به اکثریت سه چهارم نیاز داریم. و فکر نمیکنم روزی این اکثریت را به دست آوریم. بنابراین میتوانم از این موضوع حمایت کنم بدون اینکه منفعت شخصی برای ما داشته باشد. برای بسیاری از باشگاهها مفید خواهد بود که پول بینالمللی دریافت کنند، و امیدوارم آقای واتزکه – که مخالف بزرگ این ایده است – روزی با دیدی منطقی به آن نگاه کند".
- هوینس درباره باشگاههای رقیب بایرن
فکر میکنم دورتموند همیشه رقیب خواهد بود و همیشه حضور دارد. و در سطح بینالمللی، باشگاههای بزرگی وجود دارند. فکر میکنم منچستر سیتی، لیورپول، رئال مادرید و بارسلونا.
- آنها [بارسلونا] تقریباً در آستانه ورشکستگی هستند...:
دقیقاً. این مدل مورد نظر من نیست. در هر کشور دیگری، آنها مدتها بود که در لیگ دسته اول باقی نمیماندند. اگر ۱.۳ میلیارد دلار بدهی دارند، چگونه میتوانند ادامه دهند؟ برای من قابل درک نیست که چگونه هنوز در لیگ دسته اول بازی میکنند.
أولي هونيس داستانی درباره شکست قرارداد با یورگن کلوپ در سال ۲۰۰۸ تعریف میکند
"وقتی ماینس را ترک کرد، با او تماس گرفتم و پرسیدم آیا میتواند در بایرن مونیخ کار کند. او گفت که میتواند این را تصور کند. سپس به او گفتم، آیا میتوانی تا ۷ ژانویه صبر کنی تا تصمیم خود را درباره مقصد بعدیات بگیری؟ او گفت: بله، منتظر بایرن مونیخ خواهم بود. و پس از دو روز، وارد دفتر شدم و رومنیگه به من گفت: «دیشب خواب دیدم». گفتم: «چه خوابی؟» گفت: «یورگن کلینزمن به بایرن مونیخ میآید.» گفتم: «نمیدانم این خواب خوبی است یا نه». به هر حال، تصمیم گرفتیم ساعت ۴ بعدازظهر به وقت لسآنجلس با او تماس بگیریم و از او پرسیدیم: «آیا میتوانی تصور کنی که با بایرن مونیخ کار کنی؟» او متعجب شد و گفت که نیاز به یک روز برای فکر کردن دارد. روز بعد دوباره با او تماس گرفتیم و گفت: «بله، میتوانم این را تصور کنم». بنابراین من در موقعیت سختی بودم، چون مجبور بودم به یورگن کلوپ بگویم که تصمیم گرفتیم مسیر دیگری را انتخاب کنیم. من تا ۷ ژانویه صبر نکردم، بلکه اوایل ژانویه به یورگن کلوپ گفتم که قبلاً قانع شدهام که وارد ماجراجویی با کلینزمن شوم. و این دلیل این است که انتقال یورگن کلوپ به ما موفق نشد".
- درباره کارکردن مولر به عنوان مدیر در باشگاه:
امیدوارم توماس مولر کسی باشد که بتواند این کار را انجام دهد، چون همه شرایط لازم را دارد: باهوش، محبوب، فردی فوقالعاده. اما این موضوع در آینده مشخص خواهد شد. به جای رفتن به ونکوور، به او پیشنهاد دادم که ما او را به یک سفر دور دنیا بفرستیم تا با MLS، NBA، NHL آشنا شود و مدیریت باشگاههای بزرگ را یاد بگیرد. اما او به من گفت نه، نمیخواهد فوتبال بازی کردن را متوقف کند. پس من این را پذیرفتم، یا ما این را پذیرفتیم. و اگر بعد از پایان دوران بازیگریاش تصمیم بگیرد به آنچه به او پیشنهاد دادیم بازگردد، درهای باشگاه به روی او کاملاً باز است.