بایرنی ها 2
بایرنی ها

بایرن مونیخ تحت هدایت هانس دیتر فلیک توانست از یک تیم بحران زده و پُر حاشیه در اوایل فصل، به یک تیم قدرت مند و فاتح دو گانه داخلی در پایان فصل تبدیل شود.

حال این پرسش مطرح است که باواریایی ها پس از قهرمانی در بوندس لیگا و جام حذفی، آیا می توانند آن حماسه فراموش ناشدنی تیم رؤیایی یوپ هاینکس در بهار 2013 را تکرار کنند؟

 

مسابقات لیگ قهرمانان اروپا به علت شیوع ویروس کرونا به تعویق افتاد و اکنون ادامه این مسابقات از سر گرفته شده است. بایرن مونیخ با عبور قاطعانه از سد چلسی طی دو بازی رفت و برگشت، اکنون به سوی لیسبون پرواز می کند تا به ماجراجویی هایش با فلیک ادامه دهد. شاگردهای هانسی فلیک دو سوم مسیر سه گانه را طی کرده اند اما بدون شک، دشوارترین مرحله برای ثبت دومین سه گانه تاریخی باواریایی ها طی 7 سال اخیر، همین رقابت های اروپایی است.

 

سایر بازی های بایرن مونیخ و بقیه تیم های راه یافته به مرحله یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان اروپا، به صورت مجتمع و در قالب یک مینی تورنمنت تا مسابقه فینال در لیسبون برگزار خواهد شد و بر خلاف دوره های گذشته، خبری از بازی های رفت و برگشت نیست. به عبارت دیگر، بایرن مونیخ برای کسب قهرمانی اروپا، باید در 3 بازی آینده اش به نتایج مطلوب دست یابد که در نخستین بازی و چه بسا دشوارترینِ آنها، باید با تیم پُر انگیزه بارسلونا رو به رو شود.

 

دروازه بان

بسیاری از کارشناس های فوتبال آلمان معتقدند که تیم کنونی بایرن مونیخ پس از روزهای نه چندان خوب با نیکو کواچ، به یک باره متحول شده و فوتبال متفاوت، مدرن و پیشروانه ای را تحت هدایت هانسی فلیک ارائه می دهد که یادآور همان تیم رؤیایی یوپ هاینکس است. جالب این که هاینکس نیز مانند فلیک یک آلمانی بود که تیمی بحران زده را به عنوان مربی موقت در اختیار گرفت و روح ناب فوتبال مدرن آلمانی را به کالبد اسطوره سرخ باواریا دمید. هنگامی که بایرن در سال 2013 به قهرمانی اروپا دست یافت،

 

مانوئل نویر نقش به سزایی در برنامه های تاکتیکی تیمش داشت و برای نخستین بار، سبک متفاوت دروازه بانی را در بالاترین سطح فوتبال جهان به معرض نمایش گذاشت. سوئیپر- کیپر دقیقا برازنده شخص نویر بود همان طور که پُست لیبرو را فقط می توان برازنده فرانتس بکن بایر دانست. به هر حال، در مقام مقایسه بین دارایی های دو نسخه بایرن های 2013 و 2020 باید اذعان کنیم که هنوز هم این تیم از لحاظ دروازه بان، هیچ مشکلی نداشته و نویر با همان ویژگی های منحصر به فرد از جمله بازیسازی از عقب و رهبری مدافعان، نقش به سزایی در امور تدافعی تیمش ایفا می کند.

 

البته نویر 7 سال تجربه بیشتر را به همراه داشته و در 34 سالگی با بازوبند کاپیتانی، از قدرت رهبری و اعتماد به نفس افزون تری نیز برخوردار است. همچنین او بهترین شوت گیر دنیا بوده و از این جنبه نیز تقریبا بی نظیر است. فلیک نیز به مانند هاینکس، هیچ دغدغه ای در درون دروازه تیمش در مسیر فتح سه گانه نخواهد داشت.

 

خط دفاعی

جلوتر مانوئل نویر، یک خط دفاعی با تجربه قرار گرفته که شاکله اصلی اش همان تیم 2013 است. اگر چه جروم بواتنگ و داوید آلابا چند سال مسن تر شده اند اما هنوز هم از صلابت خاصی برخوردار بوده و نمایش های هر دو مدافع سیه چرده بایرن در فصل اخیر بوندس لیگا، این موضوع را اثبات می کند.

دانته در سال 2013 یکی از ارکان دفاعی بایرن مونیخ بود که در حال حاضر، جای خالی او به خوبی پر شده است. بواتنگ یک سال پیش در لیست مازاد بایرن قرار گرفت اما با تلاش صد چندان و البته مصدومیت یا افت رقبای جدی اش همچون نیکلاس زوله یا لوکاس هرناندز، مجددا جای خود را در قلب خط دفاعی پس گرفت.

 

بواتنگ در اوج انتقادات رسانه ها و هواداران، صبوری و تلاش به خرج داد و اتفاقا در حال حاضر، یکی از بهترین فصول خود را با پیراهن بایرن تجربه می کند. از وقتی که فلیک روی نیمکت باواریایی ها نشست و زوج کهنه کار بواتنگ و آلابا را دوباره به بازی گرفت، هیچ شکستی در کارنامه این تیم به ثبت نرسید. اگر فینال لیگ قهرمانان اروپا 13-2012 را به یاد داشته باشید، همین جروم بواتنگ بود که یک پاس عمقی را برای آرین روبن فرستاد تا گل قهرمانی شاگردهای یوپ هاینکس به ثمر برسد.

 

لب خط و جانشینی فیلیپ لام

فیلیپ لام یکی از بهترین مدافعان کناری تاریخ باشگاه بایرن مونیخ بود که در فینال 2013 هم حضور داشت ولی جای خالی او نیز در این فصل، توسط یک جوان گمنام و تازه از راه رسیده، به خوبی پُر شد. آلفونسو دیویس کانادایی همان بازیکن جوانی است که امسال، چشم ها را به خود خیره کرده و در کمال شگفتی، تبدیل به یک بازیکن بی جانشین برای فلیک شده است.

فیلیپ لام عادت داشت که از فول بک به خط هافبک شیفت می کرد و دوباره به عقب باز می گشت اما دامنه حرکتی آلفونسو دیویس معمولا وارونه مسیر لام بوده و او از ناحیه وینگ (بال) به خط دفاع تردد می کند. بلافاصله پس از خداحافظی فیلیپ لام، بسیاری از کارشناس ها از جاشوا کیمیش به عنوان جانشین او نام می بردند اما کیمیش نقشی متفاوت و البته کلیدی تر را در برنامه های تیمش پیدا کرده و تا پیش از ظهور دیویس، عملا جای خالی لام احساس می شد. اکنون بسیاری از کارشناس های فوتبال آلمان معتقدند که این ستاره جوان کانادایی می تواند نام خویش را به عنوان جانشین لام، در کتاب تاریخ بایرن مونیخ به ثبت برساند.

 

هانسی فلیک در دفاع کناری نیز دغدغه ای نداشته و یک بازیکن هم سطح با لام را دارد و حتی از حیث سرعت دوندگی، دیویس در سطح بالاتری قرار داشته و رکورد دوی سرعت را در بوندس لیگا به خود اختصاص داده است. جالب این که سرعت شگفت آور دیویس باعث شد تا توماس مولر به او لقب «آقای میگ میگ» بدهد. این سرعت خارق العاده می تواند در لحظات حساس و ضد حملات حریف، به کمک فاز دفاعی بایرن آمده و خلل و فرج های خط دفاعی را پوشش دهد. به علاوه، مسابقات فصل اخیر بوندس لیگا نشان داد که سرعت فرای تصور دیویس چه قدر به درد حملات کوبنده بایرن می خورد.

 

خط هافبک

یکی از بزرگ ترین دغدغه های سرمربی بایرن مونیخ، مصدومیت بنیامین پاوار است. فلیک مجبور شد که برای پُر کردن جای خالی پاوار، یک ریسک بزرگ تاکتیکی انجام دهد و کیمیش را از پست هافبک عقب و توپ پخش کن، به پُست اصلی و قدیمی اش یعنی دفاع راست باز گرداند. کیمیش که مدت ها از بازی در پُست دفاع راست فاصله گرفته بود، اکنون بالاجبار باید جای خالی پاوار را پُر کند.

 

اگر چه حضور کیمیش موجب رفع دغدغه سرمربی در جناح راست خط دفاعی تیمش می شود اما بایرن مونیخ را از وجود یک هافبک طراح و خوش فکر در میانه زمین، محروم می سازد. کیمیش یک شاه مهره در تاکتیک فلیک محسوب می شد که نقش رابط فاز دفاعی با فاز هجومی تیمش را به خوبی ایفا می کرد. در تیم سال 2013، باستین شواین اشتایگر و خاوی مارتینز دو هافبک کلیدی محسوب می شدند اما در تیم کنونی، این نقش بر عهده لئون گورتسکا و تیاگو آلکانتارا است.

البته تیاگو به آخر خط در آلیانتس آرنا رسیده اما گورتسکا از ماه می به بعد، نه تنها از دوره مصدومیت و افت فنی رهایی یافته بلکه با ثبت 3 گل و 4 پاس گل، یکی از بهترین بازیکن های بایرن مونیخ در نیم فصل دوم لقب گرفت. هم گورتسکا و هم تیاگو از توانایی لازم برای ارسال پاس های مشکل گشا در میانه زمین بهره مند هستند اما گورتسکا شناخت بهتری از فضاهای خالی در نیمه زمین حریف دارد و حمایت بیشتری از مهاجمان به عمل آورده و سازنده حملات مهلک تیمش از عمق زمین است. تصمیم فلیک مبنی بر استفاده از یک هافبک با ذهنیت تهاجمی (گورتسکا) به جای یک هافبک با ذهنیت تدافعی (تیاگو)، باعث شد تا سبک بازی بایرن نیز دچار دگرگونی به سزایی شود و حاصل این تغییر بزرگ تاکتیکی، چیزی نبود جز بردهای پُر گل و بازی های فوق هجومی!

 

یکی دیگر از مهره های کلیدی فلیک که می تواند اسلحه پنهان و آشکار بایرن برای فتح دومین سه گانه طی یک دهه باشد، توماس مولر است. شاید هیچ بازیکنی به اندازه مولر، از وجود گورتسکا در زمین بهره مند نشد زیرا مولر و گورتسکا یک حلقه ارتباطی بسیار قدرت مند را تشکیل دادند و حاصل این اتصال تاکتیکی، پاس های گل و البته گل هایی بود که طرفین برای یکدیگر ساختند.

توماس مولر یکی از درخشان ترین ستاره های تیم رؤیایی هاینکس بود اما پس از آن، دچار افت محسوسی شد. سر انجام این افت با درایت هانسی فلیک به پایان رسید و مولر در فصل اخیر بوندس لیگا، رکورد خارق العاده 21 پاس گل را به ثبت رسانید. او از 100 گل تیمش، در 29 گل تاثیر مستقیم داشت که بهترین آمار مولر از سال 2016 محسوب می شود.

 

خط حمله وحشتناک

بارز ترین نقطه قوت بایرن مونیخ در خط حمله است. فلیک تیمی را ساخته که برای اولین بار از فصل 72-1971 توانسته تعداد گل هایش طی یک فصل بوندس لیگا را سه رقمی کند. جالب این که یاران هاینکس در فصل 13-2012 نیز نتوانسته بودند به این مهم دست یابند و 98 گل را در آن فصل بوندس لیگا به ثمر رساندند.

 

اگر خط دفاع و خط هافبک بایرنِ فلیک را در حد «بسیار خوب» بدانیم، قطعا خط حمله را باید «عالی» دانست. آمادگی مفرط رابرت لواندوفسکی تاثیر عمده ای بر خط حمله کوبنده بایرن مونیخ گذاشته است. هیچ گاه لقب «لوا گل» برای این مهاجم لهستانی به اندازه امسال، برازنده نبوده زیرا او 34 گل در بوندس لیگا 20-2019 به ثمر رساند که بهترین رکورد گلزنی اش طی 11 فصل حضور در بوندس لیگا محسوب می شود. لواندوفسکی برای پنجمین بار، عنوان آقای گل بوندس لیگا (Torjägerkanone) را به دست آورد و اکنون سومین گلزن برتر تاریخ بوندس لیگا پس از گرد مولر و کلاوس فیشر است.

ماشین گلزنی لهستانی با عبور از رکورد گلزنی یوپ هاینکس، اکنون با 236 گل، این عنوان را در اختیار دارد. همچنین لواندوفسکی بهترین گلزن غیر آلمانی تاریخ بوندس لیگا نیز محسوب می شود. وجود لواندوفسکی هنگامی برای رقبای اروپایی بایرن مونیخ، ترسناک تر می شود که بدانیم او در فصل جاری لیگ قهرمانان اروپا نیز با 11 گل زده، فعلا در صدر جدول گلزنان قرار دارد. در نسخه 2013 بایرن مونیخ، وظیفه گلزنی بر دوش چند مهاجم از جمله ماریو مانژوکیچ، ماریو گومز و کلودیو پیزارو بود اما اکنون لواندوفسکی جور همه مهاجمان بایرن را یک تنه می کشد.

 

شاید برخی از منتقدین که در ابتدای فصل می گفتند بایرن مونیخ به زودی نمی تواند جای خالی زوج روبن- ریبری (روبری) را پُر کند، اکنون پشیمان باشند زیرا فلیک توانست از دو وینگر جوان تیمش یعنی کینزلی کومان و سرژ گنابری به نحو احسن بازی بگیرد. گنابری و کومان در این فصل، به ترتیب در 16 و 15 گل تیمشان، مشارکت مستقیم داشته اند که یک آمار فوق العاده محسوب می شود. با توجه به فلسفه فوتبال حاکم بر باشگاه بایرن مونیخ، همواره نقش وینگرها اهمیت به سزایی دارد و هنر فلیک این بود که بسیار زودتر از حد تصور، از داشته های باشگاه به طرز بهینه استفاده کرد و حتی آمار گلزنی را به ثبت رساند که باواریایی ها هرگز با وجود زوج «روبری» نیز به چنین رکوردی دست نیافته بودند.

 

نسخه 2020 بایرن مونیخ، نه تنها از لحاظ نفر به نفر، تاکتیک تیمی، صلابت، اعتماد به نفس و کیفیت، چیزی کمتر از نسخه 2013 ندارد بلکه در بسیاری از فاکتورها، حتی برتر از آن تیم است. هواداران بایرن مونیخ منتظرند تا طعم شیرین «سه گانه فلیک» را در روزهای تلخ کرونایی بچشند!

 

محمدرضا شعاعی

منبع
برچسب ها: هانس دیتر فلیک بارسلونا لیگ قهرمانان اروپا یوپ هاینکس
دیدگاه ها
برای ارسال دیدگاه، ابتدا وارد شوید یا ثبت نام نمایید.