به گزارش مرجع خبری بایرنی ها، کارل هاینتس رومنیگه به توضیح فلسفه موجود در بایرن مونیخ پرداخته است.

کارل هاینتس رومنیگه در کنار اولی هونس یکی از مهمترین شخصیت های تاریخ بایرن مونیخ است. او در پیشرفت و رسیدن باواریایی به این جایگاه نقش مهم و موثری داشته است. هر چند که او پس از سال ها حضور در بایرن مونیخ، اکنون جای خود در کادر مدیریتی باشگاه را به اولیور کان داده است.

حال کارل هاینتس رومنیگه در مصاحبه مفصلی که با کیکر داشته است در مورد عوامل مهمی که در راه رسیدن بایرن مونیخ به چنین جایگاهی موثر بوده اند صحبت کرده است.

 

کارل هاینتس رومنیگه در مصاحبه با کیکر گفت:

 منشا آن به سال 2012 بر می گردد. سالی که در آن 3 بار دوم شدیم. در لیگ از دورتموند شکست خوردیم و در فینال دی اف بی پوکال نیز بازی را 5 بر 2 به آن ها واگذار کردیم، در نهایت در فینال خانگی لیگ قهرمانان اروپا مقابل چلسی هم باختیم. همه ما، من، اولی هونس و یوپ هاینکس بسیار ناامید شده بودیم. اما پس از تمام ناامیدی ها، تابستان 2012 بسیار تعیین کننده بود، باشگاه در شرایط بحرانی قرار داشت. به یاد دارم آکی واتسکه بعد ها در اینباره گفت که ما اشتباه بزرگی کردیم که شما را عصبانی کردیم و مشخص بود که جواب آن را به زودی دریافت خواهیم کرد. من و اولی هونس مسیر را ترسیم کردیم و کاری غیر ممکن را انجام دادیم.

 

در مورد خرید خاوی مارتینز:

  ما هفته ها در این مورد بحث می کردیم که آیا می خواهیم این کار را انجام دهیم؟ آیا می توانیم این کار را انجام دهیم؟ همه می گفتند او بازیکن خوبی است اما رقم 40 میلیون یورو دیوانه کننده بود. من فقط یک بار از یوپ در این مورد پرسیدم که آیا این بازیکن کیفیت بیشتری برای تیم ما به ارمغان می آورد یا خیر؟ و یوپ در جواب گفت بله، او تاثیر گذار خواهد و ما در نهایت از توصیه او پیروی کردیم.
 

در مورد فینال لیگ قهرمانان فصل 13-2012 در ومبلی لندن:
  من هنوز آن فینال را به خوبی به یاد دارم. در راه استادیوم من و اولی و یان دریسن در یک ماشین نشسته بودیم و تا رسیدنمان به استادیوم یک ساعت طول کشید. هیچ کدام از ما حتی یک کلمه هم حرف نزدیم. همه ما استرس زیادی داشتیم زیرا می دانستیم باید فاصله ای که بروسیا دورتموند در سال 2012 با ما ایجاد کرده بود را از بین ببریم. این بازی نقش تعیین کننده ای در آینده باشگاه داشت. در نهایت ما با نتیجه 2 بر 1 پیروز شدیم. جشن پس از قهرمانی فضای بسیار دوست داشتنی و دلپذیری داشت. محلی که در آن جشن گرفته بودیم، در حال منفجر شدن بود. اشتباه نکنید کار های دیوانه کننده ای انجام ندادیم، همه صرفا شاد و خوشحال بودند. تا قبل از آن چنین چیزی را تجربه نکرده بودم.

 

 در مورد مربیان بایرن در 10 سال گذشته:

  ما در انتخاب مربیان خود بسیار خوش شانس بودیم. برای مثال لوئیس فن خال را در نظر بگیرید. او یک فرصت بزرگ برای ما بود. او یک مربی درجه یک بود که فلسفه جدیدی در باشگاه ما ایجاد کرد و فوتبال ما را به سطح جدیدی وارد کرد. سپس یوپ هاینکس که توانست میراث فن خال را کمی ارتقا دهد. در نهایت شاید تاکتیکی ترین مربی موجود، پپ گواردیولا را به بایرن آوردیم. این مربیان نقش مهمی در ساختن بایرن داشتند. سپس این مسیر با هانسی فلیک و یولیان ناگلزمان ادامه پیدا کرد. یولیان ناگلزمان تاثیر خوبی از خود بر روی تیم گذاشته است. ما در 10 سال گذشته با 5 مربی دوران بسیار موفقی داشته ایم. چنین چیزی تقریبا در اروپا نظیر ندارد.

 

 در مورد بازیکنان بزرگ بایرن مونیخ، توماس مولر، روبرت لواندوفسکی و مانوئل نویر:

  توماس مولر هدیه فنخال به بایرن مونیخ بود. او شجاعت این را داشت که مولر را در 18 سالگی داخل ترکیب اصلی قرار دهد. به یاد دارید که او چگونه به شیوه خودش گفت که توماس مولر همیشه بازی خواهد کرد. برای به خدمت گرفتن مانوئل نویر و روبرت لواندوفسکی نیز باید تلاش زیادی می کردیم. من یک بازی را به یاد دارم که در آن من و اولی دیوانه شده بودیم. پوستر ها و شعار های از ضلع جنوبی استادیوم بر ضد مانوئل نویر دیده می شد. در آن بازی ما نهایت 1 بر 0 شکست خوردیم اما چیزی که واقعا مرا آزار می داد شعار های هواداران بر ضد مانوئل نویر بود. بعد از بازی به رختکن شالکه رفتم و از هورست هلدل اجازه گرفتم با نویر صحبت کنم. هر چند که او از این کار من متعجب شده بود اما در نهایت اجازه داد این کار را انجام دهم. به مانوئل گفتم می خواهم بابت رفتار هواداران عذر خواهی کنم. این نظر تمام هواداران ما نیست و تنها متعلق به یک گروه خاص است و در این مورد تحقیق خواهیم کرد. او در جواب من گفت که تنها یک سوال از من دارد، آیا من و اولی هونس می خواهیم او را به بایرن مونیخ بیاوریم؟ که من پاسخ دادم بله، البته! و نویر در جواب گفت پس من به بایرن می آیم.
  سه سال بعد از خرید مانول نویر، توانستیم بهترین مهاجم جهان را به خدمت بگیریم. ماتیاس سامر نقش مهمی در به وقوع پیوستن این انتقال داشت. این انتقال بسیار سخت بود. هر چند که یک انتقال آزاد بود اما ما رقابت نزدیک و سختی با رئال مادرید در این مورد داشتیم. روبرت می خواست قهرمان لیگ قهرمانان اروپا و بهترین فوتبالیست جهان شود. من هرگز لحظه ای که او پس از فینال 2020 در لیسبون جام در دست همراه با اشک در چشمانش به زمین نشست را فراموش نمی کنم. من به او به خاطر قهرمانی تبریک گفتم و به او گفتم آیا هنوز می تواند صحبت های چند سال پیش مرا که گفتم با بایرن هم می توانی در لیگ قهرمانان، قهرمان شوی را به یاد بیاوری؟ او در جواب گفت بله می توانم، اما باید یک قهرمانی سریالی دیگر شروع کنیم. اینکه او در بزرگترین موفقیت خود زمانی که جام را در دست داشت به آینده فکر می کرد، کمی احمقانه بود اما از نوع خوبش! (می خندد)

 

 رومنیگه در مورد حفظ بازیکن ها:

  وقتی بایرن مونیخ بازیکنی را به خدمت می گیرد، سعی می کند که آن ها را ارتقا دهد. این مورد را می توانید اکنون با لروی سانه که فصل گذشته شرایط خوبی نداشت و اکنون از بهترین بازیکنان تیم است مشاهده کنید. باشگاه های دیگر در چنین شرایطی به فکر فروش بازیکنشان می افتند اما این در مورد بایرن مونیخ صدق نمی کند. این امر علاوه بر مربیان مناسب، نیازمند به وجود ذهنیت مناسب در بازیکن است. ما توانستیم دی ان ای بایرن موینخ را به اکثر بازیکنانی که به خدمت گرفتیم، منتقل کنیم.
  هرگز فراموش نمی کنم که در زمانی ما یک پیشنهاد شگفت انگیر برای فرانک ریبری دریافت کردیم. در واقع دو پیشنهاد، یکی از اسپانیا و دیگر از انگلیس. در آن زمان این انتقال می توانست یک رکورد جهانی محسوب شود. ما 3 ساعت برای جواب دادن فرصت داشتیم و پس از بحث های فراوان تصمیم گرفتیم که این کار را انجام ندهیم. ما یک تجارت کده نیستیم. این عامل ما را از بسیاری از باشگاه های بوندسلیگا و جهان متمایز می کند.

 

 در مورد فلسفه بایرن مونیخ:

  شما به باشگاهی نیاز دارید که همراه با فوتبال زندگی کند و بداند به چه چیز هایی برای پیشرفت در این راه نیاز دارد. کافی است نگاهی به دیگر باشگاه های فوتبال بیاندازید. هر باشگاهی که به دنبال اهداف فوتبالی باشد تا حد زیادی موفق است و هر باشگاهی که اهداف اقتصادی پشت سرش باشد، وضعیت خوبی ندارد. در حال حاضر مدیران فوتبال فهمی کمی در باشگاه های فوتبال وجود دارند.

 

 رومنیگه در مورد همکاری به اولی هونس:

  من و اولی تا زمانی که با یکدیگر کار می کردیم، نظرات متفاوتی داشتیم. بگذارید مثالی در این مورد بزنم. برای مثال در مورد اشتفان افنبرگ من شک داشتم. فرانتس بکن باوئر در آن زمان بی طرف بود و اوتمار هیتسفلد و هونس موافق بودند. در آن زمان ما گفتیم این کار را انجام خواهیم داد. اما کسی چیزی نگفت تا بعد ها در صورت ناموفق بودنش، بگوید من همان موقع گفته بودم! ما نمی خواستیم کسی به عنوان بازنده از روی میز بلند شود. در نهایت به صحبت ها ادامه دادیم تا به یک نتیجه مشترک برسیم. این یکی از عوامل و فرهنگ های مهمی بود که ما در بایرن مونیخ ایجاد کردیم.

منبع
برچسب ها: کارل هاینس رومنیگه
دیدگاه ها
برای ارسال دیدگاه، ابتدا وارد شوید یا ثبت نام نمایید.